ادريس بن حسام الدين بدليسى

پيشگفتار 19

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

7 . صفات و تركيبات دل‌پسند و بديع چون : آستان آسمان اركان ، خورشيد سپهر اقتدار ، اولياى درويش‌سيرت و فقيرصورت ، سپاه سرورى ، ارحام فلك تقدير ، رحيم‌دل ، خيرانجامى ، خدادانى و غيره . 8 . تركيبات تشبيهى خاطر فريب زيبا مانند : مصباح دل ، مشكات ديده ، وادى ايمن لقا ، بيابان متاعب ، جبال و بال ، مصر عزّت ، سلطان بهار ، ژنگ شبهه ، حارس غيرت ، قايد شريعت و مانند آن . 9 . انواع جناس‌ها چون : ربط و رباط ، اضرار و اصرار ، كوه و شكوه ، بنان و بيان ، ساحت و مساحت ، خلوت و جلوت ، كنج و گنج و . . . 10 . مترادفات متناسب و خوش‌آهنگ مانند : اتباع و اشياع ، مسلّط و مستعلى ، مكمون و مستور ، قبايح و رذايل ، مظفّر و منصور ، موانع و روادع . . . 11 . سجع‌ها و موازنه‌هاى نغمه‌ساز مانند : وصول آثار خير و شرّ و حصول اسباب نفع و ضرّ ، فقير آوارهء گمراه و غريب نالان اوّاه ، توسّل به هديّهء صلوات و سلام و توصّل به تحفهء درود بىانجام ، وصف احسان و اشفاق و بسط خوان مرحمت و انفاق ، مقام سرزنش و ملام و معرض نكوهش و اتّهام و بسيارى ديگر . 12 . از ويژگىهاى سبكى نويسنده ، استعمال كلمات « فامّا » در معناى « امّا » و « از آن كه » به جاى « زيرا » و « چرا كه » به جاى « زيرا » و « هركدام » به جاى « هر » و « اگرنه آن‌كه » به جاى « اگر » و « يقين » در معناى « به يقين » . نويسنده كه خود را از طلّاب علوم دينى و پاىبند شريعت معرّفى مىكند ، بنابر آنچه از گفته‌هايش دريافت مىشود ، بر مشرب عرفان و سالك طريقت و فارغ از تعصّب و متمايل به تسامح و تساهل بوده ، رساله‌اى نيز در اباحت بعضى اغانى نوشته است و با اعتقاد به تسنّن به ائمّهء طاهرين ( ع ) ارادت مىداشته و آن بزرگواران را به كرم نفس ستوده است و سرچشمهء ولايت و كرامت را علىّ مرتضى ( ع ) مىداند كه ميان همهء خلفا و سلاطين به مزيد عطا و سخا معروف است .